ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
91
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )
بنا كرد و قندابيل نام كرد . و ديگر جايى كه آن را بدهه * خواندندى ، شهرى بنا كرد و بهمن آباد نام نهاد ؛ و به روايتى گفتهاند منصوره است - و اللّه أعلم . و درين وقت به ايران بازگشت كه خبر مرگ گشتاسپ رسيد و پادشاهى بگرفت . و اين روايت اندرين كتاب يافتم ، و هيچ جاى ديگر نخواندهام . و مادر بهمن ، گويد از تركان بوده است - و اللّه أعلم . حديث ملك كشمير و هال چنين گويند كه هال از فرزندان سجواره بود ، پسر جندرت ، دخترزادهى دهرات ملك ، و به زمين هندوستان ملكت يافت ، آنجايگاه كه جندرت و دسل و ايشان كرده بودند . و سخت بزرگ گشت ، و جايهاى نيكو ساخت و شهرها . و بدان زمين جامههاى نيكو يافتندى و بيرون نتوانستندى برد ، مگر با نشان ملك كه بر آنجا بودى . و رقم آن بودى كه پاى خويش به زعفران آلوده بران جامه نهادى . پس چنان افتاد كه ازان جامه زن ملك كشمير بخريد و بدوخت . چون پيش ملك اندر رفت نشان پاى ديد ، بران رشكش آمد . گفت : " اين چيست و از كجا آوردى ؟ " زن گفت : " از فلان بازرگان خريدم . " ملك او را بخواند و از ان حال باز پرسيد . بازرگان گفت : " نشان پاى ملك هال است . " سوگند خورد كه برود و پاى او ببرد . وزير گفتا : " آنجايگاه زمين برهمنان است ، نتوان بر وى پيروزى يافتن . " نشنيد و با سپاه برفت . پس ازين كار هال فروماند ، و برهمنان را پيغام فرستاد كه : " از من چيزى همىخواهد از اندام من ، و آن را دشوار توان كرد . " برهمنان دعا كردند و فرمودند كه : " پيلى از گل بسازيد و پيش حرب بداريد . " هال همچنان كرد و ازان پيل آتشى همىجست ، و سپاه كشمير كه با سپهبد پيشآمده بودند بسيارى بسوختند ، و آخر ملك كشمير به صلح فراز آمد از ضرورت . و هال را بسيار هديهها فرستاد ، و صورتى بكردند از موم . ملك كشمير پاى آن ببريد ، گفت : " سوگند راست كردم . " و بازگشت به راه دريا . گفتند كه : " آب غلبه دارد . " نشنيد و بر ساحل بيامد . هر منزلى آب كمتر گشت چند فرسنگ از عرض ، و ملك كشمير آنجايگاه عمارتها كرد و ديهها . و دريا را به زبان هندوى ساوندر خوانند ، و آنجا را ساوندى نام نهادند . و هم برانسان بماند و به بسيار جايها بتكده كرد و شهرهاى خوب تا از دشمنى خبر آمدش به كشمير . پس سوى ولايت بازگشت و دشمن را غلبه كرد ، و پادشاهى بماند اندر فرزندانش ، و همه هندوان به طاعت وى بودند . و زمين سند را سه ملك بودند ، تا آخر كشور هندوان بر ملك قفند قرار گرفت . بعد ازان كه به مردى غلبه كرد ايشان